X
تبلیغات
زولا

ثنا خانم & حسنا خانم

صندوقچه خاطرات روزهای مادرانه ام

پایان سی و دو ماهگی ..... چرا؟

    

عنوان پست سوال خاصی رو مد نظر نداره. اشاره داره یه کلمه ای که اینروزا پرنسس من زیاد ازش استفاده میکنه 

چرا؟ 

اونم با لفظ زیبای"چیلا؟" 

انگار همه چیز و همه حرفی واسش سواله. داره راز و رمز کائنات رو کشف میکنه. هر چیزی که میشنوه هی با خودش تکرار میکنه. زیاد داره فکر میکنه و با خودش هم حرف میزنه گاهی.

 

یه اتفاق خیلی خوب این ماه اینه که دعای فرج رو تا "فی کل ساعت" حفظ کرده. خودش یاد گرفته از روی سی دیش. کلا اعتقادی به آموزش به بچه تو سن پائین ندارم. هر چی یاد گرفته از شعر و دعا و... ابتکار خودش و شنیدارای خودش بوده. به این دعا علاقمند شده بود و هی گوش میکرد و دستای کوچیکش رو میبرد بالا و میخوند. واقعا واسم لذت بخش بود 

یه روز که رفتم دنبالش دیدم خونه مامان جونش نیست. فهمیدم با مامان جون رفتن جشن ولایت امام زمان (عج) تو دارالقرآن. یه کم خوابیدم تا بیان. وقتی اومد دیدم یه کتاب کادوپیچ شده و یه گیفت خشگل حاوی ریسه شعر و... دستشه. مامان جون گفت اون جا بین اونهمه جمعیت رفته روی سن پشت بلندگو و سوره توحید رو خونده و جایزه گرفته. 

بازم این شکلی شدم 

خودش که خیلی ذوقیده بود. هم از جایزه اش هم از تشویق حضار که انگار خیلی بهش مزه داده بود.  

یه شب که داشتم میخوابوندمش دیگه خیلی خسته ام کرده بود. از اون شبایی بود که خیلی سرحال بود و میدونستم به این راحتی نمیخوابه یه لحظه خودم چشام سنگین شد و خوابم برد. بعد از چند؟ دقیقه چشامو باز کردم دیدم رفته گوشه اتاق و دستاش جلوی صورتشه(فیگور گریه) و با ناز میگه: اگه گل نرگس واسم نخونی ناراحت میشم. گل نرگس؟ منظورش ترانه گل مریم بود که شبا واسش میخوندم؟ انگار با سی دی کارتونش قاطی کرده بود. منم که کلا خواب آلود و قاطی تر  

 

 اینروزا چون کمتر از خونه مامان جون میاد بیرون و فعالیتش کم شده یه کم تپل تر شده. مدل چاق شدنش اینه که از پاهاش پر میشه. اسمش رو گذاشتم گربه تپلو 

 

این ماه با همه اتفاقای خوبش یه خاطره بد هم داشت. فلش مموریم که حاوی عکسا و فیلمای هفت ماهش بود(ماه بیستم تا بیست و هفتم) گم شد. خیلی حالم از این قضیه گرفته شد. میدونم بهترین نعمت اینه که بچه آدم سلامت باشه اما کپی اون عکسا و فیلما رو هیچ جا ندارم واسم خیلی ارزش داشت. یعنی میشه پیداش کنم؟ البته کاش گم شده بود .......   

 

 

 خب بریم سر اصل مطلب یعنی عکسای ماه سی و دوم  

 

  

خواب به شیوه ثناخانم

  

 

 

 

  

  

 عکس قشنگی که ثنا از خودش گرفته

  

 

دایی امین واسش آهنگ گذاشته ثنا هم داره با خواننده هم نوایی میکنه

  

 

 

 

 

و عکسای سفر اخیرمون به سواحل زیبای خزر

  

 

 

وقتی دالی بازیش گل میکنه 

 

 

 

  

 

 

 

 

 مامان یه کبابی با کمک بابایی واست درست کنم!

  

 

 

 بچشم ببینم خوب شده

  

 

ساحل پیمای سنگ جمع کن

 

 و در جستجوی صدف(عمو مرتضی بهش گفته بود که واسش سوغاتی بیاره) 

 

  

 

 

  

  

 

                                                   وقتی تو ماشین تریپ قهر ورمیداره

 

 کنار سد منجیل(از این بالا تا لب آب خودش رفت و برگشت به ما هم اجازه کمک نمیداد و فقط با فاصله مواظبش بودیم) 

تازه اون پایین صخره های سنگی هم بود که حسابی از روشون سنگ نوردی میکرد

 

  

 

 

 

  

 

و در آخر 

یک عکس با یک دنیا معنی

 

نظرات (13)
سلام ثناجون
عیدت مبارک
من صالحه هستم، دوست خوبم ثنا
ثناجون، عشقم
من خودم برای تو نوشتم
پاسخ:
دستت درد نکنه صالحه جون خوشحالم کردی
امتیاز: 0 0
ببوس این عشق منو. خدای من باید دعا کردنشو ببینم. راستی موهاشو می دی بالا خیلی بهتره صورتش وا میشه اون لباس قرمزم خیلی بهش می یاد. از طرف من بچلونش
پاسخ:
and u?
امتیاز: 0 0
من مامان سودام ببخشید اسمم رو یادم رفت بنویسم
پاسخ:
امتیاز: 0 0
ثنا جان التماس دعا داریم .... تو دعاهات ما رو هم یاد کن.... همیشه هم به سفر و گردش اونم از نوع 3 تاییش

خونه جدید هم مبارکا باشه
پاسخ:
میلسی خاله سودابه
امتیاز: 0 0
سرزبونش به مامانش رفته احتمالا...ارثیه دیگه...
امیدوارم فلش پیدا بشه...
وای چقدر تو شبیه مامانت شدی آخه؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!(آیکون یک عدد حسود و بخیل و تنگ نظر)!

خیلی کاراش بانمکه خوشم میاد.

از دزده چه خبر؟
امتیاز: 0 0
وای الهی جیگر این طلای دعاخون برم کلی ببوسش ماشااله ماشااله الهی همیشه چراغ دلتون باشه و دور هم شاد باشین
دلم برای همتون تنگ شده همیشه شاد و سالم باشین
امتیاز: 0 0
چه خانومی شده هزار ماشاا...
همیشه به سفر وخوشی باشین، عکس سایه سه نفریتون خیلی جالب بود
دالی کردن و قهر کردنش هم بامزه بود
راستی این همه عکسهای خوشگل دیگه داری به خاطر قبلی ها ناراحت نباش
امتیاز: 0 0
سلام گلم آره اشتباه از من بود چشم در اولین فرصت عکس ها رو درست می کنم.
امتیاز: 0 0
سلام گلم عکس ها باز میشه یا نه سایزش رو کم کردم.
دختر نازت خوبه
امتیاز: 0 0
سلام خوبی اعظم جون
فاطمم
عکس اخرت خیلی جالب وپرمعنی بود
دلم واسه دریا خیلی تنگیده کاش بشه یه روز برم از وقتی ازدواج کردم نرفتم یه چهارسالی میشه
عاشق شنا کردن تو دریام البته بلد نیستم ولی از اون حسی که موج دریا به بدنم بخوره خیلی ارامش میگیرم
ثنای گلم خیلی نازه مخصوص اون عکسی که داشت اهنگ گوش میداد
خدا حفظش کنه برات
ماشالله
امتیاز: 0 0
ماشالله خدا برات نگهشداره خیلی بانمکه همه عکساش باحالن اون عکس سایه ها که حرف نداشت کلاْ من عاشق ثنا خانم هستم ببوسش
امتیاز: 0 0
به نظر میرسه من خیلی وقته اینجا سر نزدم....دخترت هم انگار خیلی بزرگ تر شده با خوندن سوره توحید و دعای فرج و.....ببوسش....راستی کلی هوای شمال کردم و اون عکس هنریتون هم تو حلقم.....
امتیاز: 0 0
نظرات شما
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل : (پنهان می ماند)
وب/وبلاگ :