X
تبلیغات
زولا

ثنا خانم & حسنا خانم

صندوقچه خاطرات روزهای مادرانه ام

داری به صفحات تاریخ میپیوندی عسیسم

 دخترا به همراه پدرجانشان اومدن دنبالم که بریم خونه حسنا  از ماشین میپره بیرون و میاد تو دانشکده دنبال مامی. دانشجوها تازه از آزمایشگاه رفتند و دارم وسایلم رو جمع میکنم که میاد تو  اتاقم و با تعجب میپرسه این چیه مامان؟

من: کامپیوتره دیگه عزیزم تا حالا ندیدی؟

حسنا: نه

من: همون لپ تاپه

حسنا: لپ تاپ نیسسسسسسسسسسست که. این چیه؟!!!!!

من: مامان جون همون کارای لپ تاپ رو میکنه

قانع که نشد

ولی من قانع شدم که دیگه داری به صفحات تاریخ متصل میشی کامی جون

نظرات (1)
شما استاد دانشگاهی؟
پاسخ:
کارشناس دو تا آزمایشگاه و مدرس دروس آزمایشگاهی
امتیاز: 0 0
نظرات شما
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل : (پنهان می ماند)
وب/وبلاگ :