-
عکسهای آبان ماه 94
دوشنبه 16 آذرماه سال 1394 14:01
عشق دخترای من چهره پر از انرژی(!) ثنا وقتی صبح از خواب پامیشه و میخواد بره مدرسه اینم از آخرین اثرات هنری ثنا. منو و خودشو و حسنا رو کشیده بهمون بالن وصل کرده بریم هوا
-
عکسهای مهر ماه 94
دوشنبه 16 آذرماه سال 1394 13:48
خب میخوام این دستمالو درآرم تو گردگیری به مامانم کمک کنم داشتم کارای خونه رو انجام میدادم این تیپی باهام قهر کرده بود اومدم از دلش درآوردم آشتی شدیم نمایی از خونه زندگی اینجانب بیچاره
-
عکسهای شهریور ماه 94
دوشنبه 16 آذرماه سال 1394 13:23
خواب بعد از ظهر از نوع خواهرانه کیک تولد من و حسنا اگه گفتید در کمین چیه؟ فانی باف اونم در حد حرفه ای
-
عکسهای آتلیه(اول مرداد 94)
دوشنبه 16 آذرماه سال 1394 11:33
-
عکسهای مرداد ماه 94
دوشنبه 16 آذرماه سال 1394 11:02
گیلان سرسبز ر علاقه شدید به میز تی وی خونه عمه طهورا خانم نوزاد جدید عمه لالایی آجی لالا آرامش آغوش پدر قورمه سبزی با طعم دست و پا ر
-
عکسهای تیر ماه 94
دوشنبه 16 آذرماه سال 1394 10:42
پارک بازی خواهرانه آقا کیان همسایه و دوست دخترها یک حوزه علمیه بسیار بسیار قدیمی در شهر ما اولین باری که به تنهایی ایستاد آقا محمدحسین پسرخاله دخترها داداش علی آقا ر
-
خواهرانه
سهشنبه 10 آذرماه سال 1394 08:48
حسنا دیگه همه چیزهایی که بهش میگیم رو متوجه میشه و انجام میده(اونو بده، برو اونجا، بیا، آجی رو نازی کن و....) خواهرا به مرحله بازی کردن با هم رسیدن و واقعا از این بابت خوشحالیم که مایه سرگرمی هم هستن تو بازیها حسنا بیشتر از خودش ذوق نشون میده ثنا دو هفته ای هست که میره ژیمناستیک و خیلی به تخلیه انرژیش کمک کرده این...
-
اولویت آخر
یکشنبه 1 آذرماه سال 1394 14:22
مادر که باشی همیشه تو اولویت آخر زندگی خودت رو جا میدی هر روزت رو با برنامه بچه هات کوک میکنی و از خواب بیدار میشی اینکه امروز به کدوم یک از کارها و خریدهای کدومشون میتونم برسم مادر که باشی یکدفعه به خودت نگاه میکنی و میبینی که بیشتر از 6 ماهه که تصمیم گرفتی یه چادر نو بخری واسه خودت ولی وقتی براش پیدا نکردی و نوبتت...
-
قدم..قدم..قدم
یکشنبه 10 آبانماه سال 1394 10:13
حسنا راه میره از 7 آبان 94 فعلا کم کم سرما هم خورده یه کوچولو
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 3 آبانماه سال 1394 10:18
نمیدونم کدومشون دارن زودتر بزرگ میشن و بیشتر تغییر میکنن. حسنا جسمش هر روز متفاوت با روز قبله و ثنا بیشتر رفتارش و انگار داره تغییر فاز جدی میده. انگار میشه دیگه بعنوان یه خانم روش حساب کرد. میزان انرژیش زیاده و ما هم تقریبا راحتش میزاریم تو تخلیه این انرژی. علاقه زیادی بهم دارن. حسنا بیشتر دوستش داره حتی اگه ثنا خواب...
-
آغاز ماه مهر...
دوشنبه 6 مهرماه سال 1394 11:08
ثنا به مدرسه رفت پیش دبستانیه ولی خب به جای مهد ترجیح دادم بره مدرسه به دلایل مختلف از جمله اینکه آماده بشه با محیط دبستان ثنا به مدرسه رفت و من حس کردم که دیگه از خردسالی دراومد و کودک کاملی شد ثنا به مدرسه رفت و من خیلی گشته بودم که بهترین مدرسه رو براش پیدا کنم. و فکر میکردم که همینطور شد ولی دقیقا تو روز اول مدرسه...
-
عکسای خرداد ماه
چهارشنبه 31 تیرماه سال 1394 13:15
ماه رمضون نزدیک سحر. ثنا از خستگی بالاخره خوابش برد ولی حسنا همچنان میدان رو حفظ کرده یه جشن کوچولو به مناسبت تولد محمد حسین پسرخاله و پسرعموی دخترا میره زیر تخت و نمیتونه درآد و بالاخره عکسای تولد پنج سالگی ثنا
-
عکسهای اردیبهشت ماه
چهارشنبه 31 تیرماه سال 1394 12:59
دسته جمعی رفته بودیم ولایت و در آخر سالاد محصول ثنا خانم کدبانو
-
عکسای فروردین ماه
چهارشنبه 31 تیرماه سال 1394 12:43
تو ماشین حسنا و علی کوچولو پسر عمه دخترا شکارچی همیشه ماهر
-
ماه رمضان
یکشنبه 14 تیرماه سال 1394 11:43
سلام به مشکل عمده بلاگرها مبتلا شدم. انگار سرگرم بودن تو شبکه های اجتماعی باعث شده وبلاگای نازنین تا حد زیادی مظلوم واقع بشن هم از جانب نویسنده و هم خواننده ها. در هر صورت من اینجا رو همیشه دفتر خاطرات کودکیهای کودکانم میدونم و دلم میخواد بنویسم از رفتارها و تغییر رفتارهاشون واسه روزایی که اونقدر بزرگ شدن که مراقب...
-
عکسهای زمستان 93
شنبه 12 اردیبهشتماه سال 1394 18:25
خب امروز عکسای سه ماه زمستون دخترا رو بالاخره موفق شدم بزارم.تنبل تشریف ببرید ادامه مطلب اینا عکسهای حد فاصل 25 آذر تا 12 بهمن هستش دخترا و پسرعمشون علی کوچولو(علی چهار روز از حسنا کوچیکتره) کلهم تقدیمی از طرف ثنا خانم به حسنا خانم این عکسها متعلق به حد فاصل 12 تا 29 بهمنه اینها هم عکسای اسفند ماه عسل خانم تماشای تی...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 7 فروردینماه سال 1394 23:36
خیلی وقته چیزی ننوشتم حسنا شش ماهش تموم شد شش ماهه که با شادی اومده. با انرژی. با امید حسنا در آستانه شش ماهگی خوردنی شده. بانمک شده. بازی میکنه. ارتباط برقرار میکنه با ما ثنا خیلی از وجودش خوشحاله. صبحها اصولا حسنا اول پامیشه بعد من و ثنا رو بیدار میکنه. اومدن حسنا باعث شد ثنا خانم اتاق خودشو ترک کنه و شش ماهه که...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 آذرماه سال 1393 13:11
salam fonte farsi nadaram hosna daghighan 3 mahe ke owmade ba ye kolebare shadi faghat axa ro gozashtam finglish sakhtam bid chan ta ax ghabl tavalode hosna v roze tavalode hosns-bimarestan montazertarin babaye donya HOSNA AMADD axaye rozane in se mahv v ثناخانم- مهساخانم- یسناخانم داره برای بابایی میخنده
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 23 شهریورماه سال 1393 18:28
نمیدونم از چی بنویسم ثنا هر روز داره بزرگتر میشه و انتظارش واسه به دنیا اومدن خواهرش کشته ما رو تا حد زیادی هوامو داره و کمتر اذیت میکنه. کلی هم نقشه کشیده که بعد بدنیا اومدن خواهرش چه بازیهایی باهاش بکنه و کجاها ببردش ولی خب اینم میگه که باید به من که بزرگترشم احترام بزاره و بدون اجازه من به اسباب بازیها دست نزنه دو...
-
بی حوصله نوشت
یکشنبه 12 مردادماه سال 1393 19:21
چیز زیادی به اومدن چهارمین عضو خانواده نمونده واسه همین خیلی حوصله آپیدن ندارم سر فرصت میام ایشالا
-
یک خاطره جامانده
سهشنبه 20 خردادماه سال 1393 09:12
یه کیسه گوشه اتاقش هست که یه سری از اسباب بازیها داخلشه و زیپش معمولا بسته است، خیلی وقتها هم اسباب بازیها کف اتاق ولوئه و کیسه یه طرف دیگه افتاده یه روز از سر کار که رفتم و طبق روزهای دیگه همسر آماده رفتن بود با ناراحتی گفت تا برم دستشویی و برگردم ثناخانم رفته خونه همسایه- بدون اجازه شدم این شکلی (!) ثنا که بدون...
-
چهار سالگی ثنا خانم
دوشنبه 12 خردادماه سال 1393 14:50
سه شنبه هفته قبل مصادف با روز مبعث رسول اکرم(ص) برای ما روز به یاماندی بود، چهار سالگی ثنای ما که باید براش جشن صلوات میگرفتیم (به نقل از وسائل الشیعه) مصادف شد با عید صلوات بر محمد و آل محمد(ص). روزی خوب و شاد برای سه تاییمون. یه جشن کوچمولوی سه نفر شب قبلش بیرون از خونه با هم گرفتیم و طبق خواسته خود خانم خانما قرار...
-
فصل پنجم
شنبه 10 خردادماه سال 1393 12:24
-
فصل چهارم
یکشنبه 31 فروردینماه سال 1393 09:17
-
خانم دکتر... آقای دکتر
سهشنبه 26 فروردینماه سال 1393 09:43
ثنا (در حالی که عمیق فکر میکند): مامان من بزرگ شدم چیکار بشم من: من نمیدونم که خودت باید تصمیم بگیری که چیکاره میخوای بشی ثنا(بعد از کلی فکر): میخوام دکتر بشم! دکتر آزمایش خون توضیح: اون روز برای گرفتن آز خون برده بودیمش بیمارستان و کلی دختر خوب و آرومی بود البته به کمک تلقینای یک مامان هنرمند من: خیلی خوبه ایشالا که...
-
فصل سوم
دوشنبه 18 فروردینماه سال 1393 10:51
-
عکس نوشت بعد از چهار ماه
دوشنبه 11 فروردینماه سال 1393 09:27
فکر کنم آخرین عکسایی که از دخملکم گذاشته بودم مال چهار ماه قبل بود امان از تنبلی همه مثل من از خوابیده بچشون خوششون میاد؟ به قول دوستی نه چندان نزدیکی:خشگلترین بچه ها آنهایی هستند که خوابند اگه گفتید چه خبره؟ تولد جوجوئه. عروسک مورد علاقه اینروزهای ثنا منم دعوت بودم جاتون خالی صالحه و محمد نیکان حضور خلوت انس است و...
-
بهار دلکش رسید و.....
شنبه 24 اسفندماه سال 1392 11:40
خیابانهای شهر را متر میکردیم با دخترکمان جهت انجام خرید سال نو طبق معمول نیازهای ایشان در اولویت قرار داشت و تا وقتی که قصد بر خرید این ملزومات بود دخترک آرام، منطقی، خوش اخلاق و خوش سلیقه میبود فقط فاکتور میگیریم از پله برقیهای برخی پاساژها که ما را به سوژه های انبساط خاطر هموطنانمان تبدیل کرده بود اما اما اما امان...
-
فصل دوم
دوشنبه 5 اسفندماه سال 1392 10:01
-
خیلی ترسناکه
شنبه 19 بهمنماه سال 1392 10:44
چه حسی بهتون دست میده اگه بیاین بالا سر دختر سه سال و نیمتون و ببینید که داره بازی آنلاین میکنه بعد برگرده طرف شما و با جدیت تمام بگه: مامان تو سرتو برگردون اونور خیلی ترسناکه ممکنه بترسی ؟!