
دیروز بعداز ظهر من و تو رفتیم واست کفش بگیریم. تا یه جایی مغازه ها رو دید زده بودیم که زنگ زدیم بابا هم به ما ملحق شد.
توبه کردم
دیگه هیچ وقت نمیبرمت خرید
هر کفشی رو که میپوشیدی داد میزدی:
اون یکی کو(منظورت اون یه لنگه بود)
آقا کجا رفت(منظورت این بود که چرا صاحب مغازه اون یه لنگه کفش رو نمیاره واست)
بعد که خوشمون نمیومد و میخواستیم از پات دربیاریم تازه اصل ماجرا شروع میشد
ثنا: نههههههههههههه. کفش ثنائههههههههههههههههههههههههههههههههههههه
بالاخره قشنگت ترین و راحت ترین کفشی که به نظرم میومد رو واست خریدم
مبارکت باشه عزیزم. دیروز روز مادر بود
میدونم اگه عمری باشه سالها بعد تو توی این روز واسم کادو میخری
فکر نکن من از اون مامانا هستم که میگم نه چیزی نگیر من سلامتیت رو میخوام
سلامتیت رو که بیشتر از هر چیز دیگه ای میخوام ولی باور کن کادو هم دوست دارم
هیچ کادوئی دیروز نگرفتم نه از طرف محل کار نه از طرف .....
بحث احتیاج نیست
هر چی که لازم داشته باشم خودم میتونم بخرم
بحث قدردانی و قدرشناسیه
واسه صبحهای زودی که از خواب بیدار میشم و شما دو تا هنوز خوابید
واسه ساعتها کار واسه راحت تر زندگی کردن خانواده
واسه اون ساعتی که میرسم خونه و دلم میخواد یه جا ولو شم ولی تو تازه منو میبینی و نفس میگیری و میخوای باهات بازی کنم و حرف بزنم
واسه ناهاری که بابائی میخوره و ظرفاش رو روی ظرفشویی رها میکنه
واسه بعداز ظهری که به زحمت میخوابونمت
واسه عصری که با وجود یه عالمه کار خونه و شام و ناهار فردا باید ببرمت پارک
واسه خونه ای که همیشه از تمیزی برق میزنه
واسه کمد لباسهای شما و پدرت که اثری از نامرتبی و اتونکشیدگی توش نیست
واسه شبایی که بابائی میره میخوابه و من و تو ساعتی رو با هم میگذرونیم تا خوابت ببره و بزارمت سرجات
واسه لحظه ای که آروم میام سرجام بخوابم و با یه اعتراض مواجه میشم که چرا سروصدا کردی و از خواب پروندیم
واسه نیمه شبی که خواب بد میبینی یا از جات غلط میخوری و تو ثانیه ای خودم رو به اتاقت میرسونم و میخوابونمت
واسه هر نماز صبحی که با کمردرد میخونم و دلم رو خوش میکنم که از آثار عمل جراحیه و اصلا از کار و خستگی نیست
واسه این اشکایی که داره الان میاد روی گونه ام
من پرتوقعم مادر
واسه همه اینا انتظار یه اس ام اس یه شاخه گل یا هر چیز دیگه ای داشتم
فردانوشت: دیروز یعنی به فاصله ۲۴ ساعت پس از روز زن و چند ساعت بعد از نوشتن این پست با یه اس ام اس از طرف همسر گرام روبرو شدم که نوشته بود
روز مادر با تاخیر مبارک ببخشید دیشب خسته بودم ولی دوستت دارم
هیچ حسی نداشتم فقط نوشتم: دیر شده
بعد که رفتم خونه یه کارت هدیه درآورد و بهم داد (با مبلغش چیکار داری؟ مادیگرای ....)
باز هم هیچ حسی نداشتم و گفتم امروز مناسبت خاصی نیست
کاش آدما یاد بگیرن هر کار خوبی رو تو وقت خوبش انجام بدن